براي نوشتن احترام زيادي قايلم . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به نظر من نوشتم حرمتي داره که نبايد به آن بي اعتنا بود . هيچوقت همان طور که حرف مي زنيم نبايد بنويسيم و از آن مهم تر نبايد حرف هاي کذب بنويسيم .

ولي امروزه روز همه و همه بنا به مقتضيات زمانه خود دست به نوشتن مي زنند که به نظر من اين کار بسيار پسنديده است ولي کيفيت آن هم بايد مورد توجه قرار گيرد .

اينکه قلم به دست بگيريم و بنويسيم که فقط نوشته باشيم آيا کاره درستي است ؟  

و اين آدم اينکار را انجام داد  !

نشستن در دفتر روزنامه و نوشتن در باره هشت هزار متري که اسم آن را تا چندين روز پيش نشنيده بوديم آيا کار درستيه ؟ ؟ ؟

بنويسيم فقط براي اينکه نوشته باشيم .

و اين آدم اينکار را انجام داد  !

مقاله اي درويژه نامه نوروزي روزنامه شرق نوشته شد که در آن آقاي محمد نوري فر با نوشتن در مورد يک قله هشت هزار متري سعي در اثبات .......... داشتند و يا فقط مي خواستند که مقاله اي بنويسند که نوشته باشند .

روز نامه نگار کسي است که بايد بنويسد . او مي تواند واقعيت را بنويسد و يا واقعيت را تجزيه تحليل نموده و بعد بنويسد و يا اينکه کذب بنويسد .

و اين آدم کذب نوشت !

 

آقاي محمد نوري فر در مقاله خود در مورد حادثه گاشربروم اقدام به چاپ نوشته هايي نمودند که شک دارم تا آخر عمرشان بتوانند ذره اي از آن مطالبي را که نوشته اند را درک کنند . راه رفتن در ارتفاع پايين تر از دوهزار متر و نوشتن در مورد بالاي هشت هزار متر کار آسان ولي ناپسندي است . بخصوص اگر به کذب از وبلاگي دبگر نقل قول کنيم تا تاييدي بر گفته هايمان باشد .

 

آقاي محمد نوري فر به صراحت در مقاله خود نام من را آورده و نقل قول کذب به من نسبت مي دهند ولي وقتي بسيار دوستانه اعتراض مي کنم .........  ! ! !

وارد روزنامه شرق مي شوم . با آقاي نوري فر مواجه شده و بعد از سلام از وي مي پرسم که آيا شما کوهنورديد و جواب مي شنوم نه . جالب است که نه تنها کوهنورد نيست بلکه کوه گرد هم نيست و به خود اجازه نوشتن در مورد هشت هزار متري را مي دهد . و در ادامه به او مي گويم شما کوهنورد نيستيد و در مورد کوهستان مي نويسيد ؟ آيا اقتضاي زمانه است که در مورد همه چيز بنويسيد . در دل به ياد مقاله او در مورد فوتبال مي افتم و به اين مي انديشم که يک روز در مورد مايلي کهن و فوتبال و ..... مي نويسد و روز ديگر در مورد نقطه اي که تلاقي زمين و آسمان است .

ولي اينها برايم مهم نيست و به من ربطي ندارد که او چه مي کند . چرا که شايد من اشتباه کنم و او بر حق باشد و يا شايد هر دو در اشتباه باشيم ولي ايکاش ايشان جوانمردانه در روز نامه کذب بودن قسمتي از نوشته هايشان را که به من مربوط مي شود را به چاپ مي رسانيدند .

 

مگر اين زياده خواهي است .

مگر ما در مملکتي زندگي نمي کنيم که قانون مطبوعات آن آنقدر قوي است که به سادگي روز نامه متخلف را مي بندد . پس چرا بايد چونان رفتار کنيم که مجبور شويم در سوگ تعطيلي روزنامه اي بنشينيم .

چرا ما مردم نمي توانيم مصالمت آميز با هم رفتار کنيم ؟ ؟ ؟

اميد وارم آقاي نوري فر رفتار دوستانه من را با پشت گوش انداختن هاي خودشان کمرنگ نکنند .

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید