گرفتن يک گيره توسط سنگنورد مثل چنگ زدن به زندگي است

آدم تا جايي که مي تونه به هر چيزي که دم دستش هست ، چنگ مي زنه تا خودشو نگه داره

بعضي ها هم سعي مي کنند خودشون را بالا بکشند 

سخت هست ولي شدنيه 

وقتي با طناب صعود مي کني يعني اينکه اگر بيافتي يه چيزي يا يک کسي هست که نگهت داره و اين خيلي خوبه

شايد هم خيلي بد باشه

بودن يک طناب يعني اينکه موقع افتادن نگهباني هست ، ولي چرا آدم بايد بيافته ! ! ! صعود با طناب يعني اينکه هميشه احتمال افتادن هست و همين احتمال دادن باعث مي شه که بالاخره بيافتيم 

ولي وقتي طناب نباشه !  

وقتي خودت باشي و خودت

وقتي که بدوني اگر گيره را رها کني تمام مي شي !

اونوقته که اينکار را نمي کني

اونموقع است که ديگه به اعتماد کسي صعود نمي کني

برات مهم نيست که طناب جايي گير مي کنه يا نه ، حمايت چي اون پايين حواسش هست يا نه ، طناب تحمل پاندولي را دارد يا نه

اونموقع است که خودتو مجبور مي کني که فقط بري بالا

اونموقع است که به خودت مي گي تنها راه رسيدن به پايين صعود کردن است

و اونوقته که صعود يک مسير هر چند ساده هم برات لذت بخش مي شه ، چون بدون طناب رفتي

شايد اون موقع که داري صعود مي کني همان موقع است که سهراب مي گويد : مرگ در سايه نشسته است و به ما مي نگرد

.

.

ولي قرار نيست که بيافتي ! چون طناب با خودت نبردي که باعث بشه بيافتی !

/ 10 نظر / 7 بازدید
زمینی

شروين جان اصلا حرفت را قبول ندارم .. طناب برای ايمنی است اما قرار نيست نقطه اتکا باشد. و اما خيلی حيف است که گل پسری چون تو برای اعتماد به خودش خدای نکرده برايش اتفاقی بيافتد. به خاطر دوستان هم که شده طناب با خودت ببر و استفاده کن. آفرين! پسر حرف گوش کن.

;htvdstybvd,

همش خودنمايی ...خودنمايی ...همش حماقت ...حماقت

مهدي موعود!

به نام او که تو را آفرید تا برایم بهترین باشی... * امروز برای ظهور او چه کرده ایم ؟!؟!؟! * انتظار به امید آبی های وصال شرار شوقی است که شعله در خرمن نا امیدی می زند و آیینه ی آدینه را شراری است همیشگی آنگاه که شوق دیدار تاب انتظار را از کف دل می رباید... * برای ظهور کاری باید کرد از نوعی دیگر * بی صبرانه منتظر حضور سبزتان هستیم، در سایت مهدی موعود! * http://www.MahdiThePromised.com * ضمنا با حضور در سایت آدرس وبلاگ خود و دیگر دوستانتان را نیز ثبت نمائید * یا علی مدد *

solmaz

اين حرف منطقی ترين حرفيه که تا حالا شنيدم . من هر وقت می رم کوه اگه کسی دستم رو بگيره حتما می خورم زمين ولی اگه بدونم کسی حواسش به من نيست خودم مواظب خودم هستم و به کسی تکيه نمی کنم . تکيه کردن آدمو لوس هم می کنه .

saba

سلام تعبير جالبی بود باعث شد به خيلی چيزا فکر کنم ممنونم موفق باشی

شاهین

تجربه بهم ثابت کرده که آدمايی که دشمنای خوب و دوستای خوبی دارن کسانی هستند که حرفی برای گفتن دارند از اين بابت به شما تبريک می گويم:)

علي جوراب

بابا مرتيکه نمی خواهی آپديت کنی؟؟؟؟ حالم از اين چنگ زدن به زندگی به هم می خوره ديگه.............

ziba

سلام...بابا من تنبل نشدم...گرفتار بودم....حالا چرا نميای ؟

Amin

اقا خيلی خوب بود.اون روز م ما تو غار کبوتر با همچين موضوعی مواجه بوديم .راستی يه سر به بلاگ من بزن .فدراسيون رفتی؟